نویسنده : شهرام
عنوان : مجموعه جملات و نوشته های زیبا
معافیت از خدمت سربازی
هم کار یاد بگیرید، هم حقوق بگیرید و هم از خدمت سربازی معاف شوید |
دستگاه تغییر صدا
تبدیل صدای شما به مرد یا زن در هنگام صحبت با موبایلتان |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
♥ تمام محبتت را به پای دوستت بریز اما نه تمام اعتمادت را …
♥ عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود.
♥ رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران می ماند.
♥ از شمع آموختم که :ایستاده بمیرم بی صدا بمیرم به پای دوست بمیرم.
♥ از زندگی هر آنچه لیاقتش را داریم به ما میرسد نه آنچه که آرزویش را داریم.
♥ زندگی ۳ ایستگاه دارد!عشق…جدایی….و مرگ آقا قربونت ایستگاه اول پیاده می شم.
♥ اگه یه روز سراغم رو گرفتی و ازم خبری نشد سری بهم بزن احتمالا بهت احتیاج دارم.
♥ خوشبخت ترین فرد کسی است که بیش از همه سعی کند دیگران را خوشبخت سازد.
♥ در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد.
♥ عشق مثل یک ساعت شنی می ماند همزمان که قلب را پر می کند مغز را خالی می کند!!.
♥ هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند.
♥ بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.
♥ دیگه یار نمی خوام وقتی که می بینی عشق دوروغه.
♥ چراغش بی فروغه آخه وقتی که وفا نیست عشقو عاشقی چیست؟؟؟؟؟؟ اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت بمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری.
♥ اگه روزی شاد بودی، بلند نخند که غم بیدار نشه و اگه یه روز غمگین بودی، آرام گریه کن تا شادی ناامید نشه.
بقیه در ادامه مطلب
1- خسّت
2- عصبانیت
3- دورویی
4- دروغ
5- پنهان کاری
6- پرخاشگری و خشونت
7- لجاجت
8- خودبینی و تحقیر دیگری
9- بی انضباطی
برای اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب ...روزی مردی سعی داشت تا بره مورد علاقه اش راداخل خانه ببرد.اورا از پشت هل می داد ولی بره پاهایش رامحکم به زمین فشار می دادواز دست او فرار می کرد.
خدمتکار منزل وقتی این وضع را دید نزدیک رفت و انگشتش راداخل دهان بره گذاشت.
بره شروع به مکیدن انگشتش کرد. خدمتکار داخل خانه رفت وبره هم به دنبالش راه افتاد! مرد از این اتفاق ساده درس بزرگی آموخت.فهمیدکه برای تاثیر گذاشتن بر دیگران ابتدا باید خواسته های آنها را درک کرد.
روزی پادشاهی اعلام کرد به کسی که بهترین نقاشی صلح را بکشد جایزه بزرگی خواهد داد.
هنرمندان زیادی نقاشی هایشان را برای پادشاه فرستادند. پادشاه به تمام نقاشی ها
نگاه کرد ولی فقط به دو تا از نقاشی ها علاقه مند شد. در نقاشی اول دریچه ای آرام
با کوه های صاف و بلند بود.بالای کوه ها هم آسمان آبی با ابرهای سفید کشیده شده بود.
همه گفتند: این بهترین نقاشی صلح است. در نقاشی دوم هم کوه بود ولی کوهی نا هموار
وخشن در بالای کوه هم آسمانی خشمگین رعدو برق می زد وباران تندی می باریدو
در پایین کوه آبشاری با آبی خروشان کشیده شده بود. وقتی پادشاه از نزدیک به نقاشی
نگاه کرد دید که پشت آبشار روی سنگ ترک برداشته بوته ای روییده و روی بوته هم
پرنده ای لانه ای ساخته و روی تخم هایش آرام نشسته است. پادشاه نقاشی دوم را
انتخاب کرد. همه اعتراض کردند ولی پادشاه گفت: صلح در جایی که مشکل و سختی ای
نیست معنی ندارد. صلح واقعی وقتی است که قلب شما با وجود همه مشکلات آرام
ومطمین است. این معنی واقعی صلح است.
مجموعه آهنگ های انقلابی به مناسبت دهه مبارک فجر
برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه فرمایید .
ماجرای طنز
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه !!
مرد کور
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:
امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!
وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است ....
اشتباه فرشتگان
درویشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده میشود .
پس از اندک زمانی داد شیطان در می آید و رو به فرشتگان می کند و می گوید : جاسوس می فرستید به جهنم!؟
از روزی که این ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنمیان را هدایت می کند و...
حال سخن درویشی که به جهنم رفته بود این چنین است: با چنان عشقی زندگی کن که حتی بنا به تصادف اگر به جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند .
یک نفر می میرد و به جهان آخرت می رود . در آنجا مقابل دروازه های بهشت می ایستد سپس دیوار بزرگی می بیند که ساعت های مختلفی روی آن قرار گرفته بود. از یکی از فرشتگان می پرسد "این ساعت ها برای چه اینجا قرار گرفته اند؟"
فرشته پاسخ می دهد :"این ساعت ها ساعت های دروغ سنج هستند و هر کس روی زمین یک ساعت دروغ سنج دارد و هر بار آن فرد یک دروغ بگو ید عقربه ی ساعت یک درجه جلوتر میرود"
مرد گفت :"چه جالب آن ساعت کیه؟!"
فرشته پاسخ داد :"مادر ترزا او حتی یک دروغ هم نگفته بنابراین ساعتش اصلاٌ حرکت نکرده است
وای باور کردنی نیست . خوب آن ساعت کیه؟"
فرشته پاسخ داد :"ساعت آبراهام لینکلن(رئیس جمهور سابق آمریکا) عقربه اش دوبار تکان خورد!"
خیلی جالبه ، راستی ساعت بوش کجاست ؟
فرشته پاسخ داد : آن در اتاق کار سرپرست فرشتگان است و از آن به عنوان پنکه سقفی استفاده می کنند!!!!!!!!!
«عجیبترین نامهای ایرانی» کوششی است از خلاصهی تحقیقات مرکز آمار ایران در خصوص نامهای نامتعارف و عجیب و غریب ایرانیان. آنچه که در این نوشتار کوتاه بدان پرداخته میشود، نگاهی مصداقی دارد به ترکیب نامهای مرد/زن و بازتابهای جالب آن.
ا- نامهای در تضاد با جنسیت
تجزیه و تحلیل جنسیتی نامهای نامتعارف نشان میدهد که 70درصد نامهایی که متناسب با زنان است برای مردان و 30درصد نامهایی که متعلق به مردان است برای زنان به کار گرفته شده است.
مصادیق نامها:
مهینرضا، زن، زاهدان
سینا، زن، آمل
پریتک، مرد، میناب
ولیبانو، مرد، تهران
پریا، مرد، زابل
یاسمینخان، مرد، میانه
بقیه در ادامه مطلب
مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادا برویم"
ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن
ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار !
زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد.
هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود.
همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه ؟
مرد گفت :"بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی ؟"
جواب زن خیلی جالب بود.
زن جواب داد : لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم ؟!؟!؟!؟!؟!؟!!؟!
همیشه ماندن دلیل بر عاشق بودن نیست....خیلی ها میروند تا ثابت کنند که تا همیشه، عاشقند.
------------ --------- -----
آنکس که از دشمن داشتن می ترسد هیچگاه دوست واقعی نخواهد داشت
------------ --------- ---------
مهم این نیست که شما سرنگون شدی. مهم آن است که دوباره به پا خیزید
------------ --------- -----
پشیمانی از کارهایی که انجام داده ایم با مرور زمان کم میشود. اما برای کارهایی که انجام نداده ایم همیشگی است. سیدنی هاریس
------------ --------- ----
دروغ مثال برف است که هر چقدر بغلطانند بزرگتر میشود. مارتین لوتر
------------ --------- -----
هرگز عشق را گدایی نکنید. معمولا چیز با ارزشی به گدا داده نمی شود
------------ --------- ------
آموخته ام که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد فقط دستی است برای گرفتن دست او .... و قلبی است برای فهمیدن او
------------ --------- ------
دو چیز را فراموش نکن: یاد خدا و یاد مرگ
دو چیز را فراموش کن: بدی دیگران در حق تو ...خوبی تو در حق دیگران
------------ --------- --------- -----
فقیر کسی نیست که کم دارد. بلکه کسی است که خواهشهایش زیاد است.ضرب المثل فرانسوی
------------ --------- ------
کودک بمان تا بچه هایت همیشه دوستت داشته باشند. ضرب المثل هلندی
------------ --------- --------- -------
رستگاری در چهار چیز است: کم خوری...کم خوابی....خاموشی...تنهایی
------------ --------- --
در وجود هر یک از ما خائنی به نام خودخواهی وجود دارد که فقط در برابر تملق و چاپلوسی نرم میشود
------------ --------- ----
نود و نه درصد از نگرانیهای ما در زندگی هرگز اتفاق نمی افتد. دیل کارنگی
------------ --------- -
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب ...لخمشمعیار واقعی بودن تصمیم ان است که دست به عمل بزنیم انتونی رابینز
اجازه نده ترس تو را فلج سازد مارک فیشر
افرادی که از ریسک کردن میترسند به جایی نمیرسند مارک فیشر
منشا همه بیماریها در فکر است ژوزف مورفی
رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد اما حتمی است انتونی رابینز
چنانچه نیک اندیش باشید خیر و خوشی به دنبالش خواهد امد ژوزف مورفی
افراد موفق هیچ وقت اجازه نمیدهند که شرایط ازارشان دهد مارک فیشر
افرادی که زمان را در انتظار شرایط عالی از دست میدهند هرگز موفق نمیشوند مارک فیشر
اعمال ثابت ما سرنوشت ما را تعیین میکند. انتونی رابیتز
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب ...
داستان واقعی جوان دانشجویی که با مادر همکلاسی خود ازدواج کرده است
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس، روزی که دانشگاه قبول شدم فکر می کردم تمام مشکلات زندگی ا م حل شده است و خیلی خوشحال از شهرستان راهی مشهد شدم تا در دانشگاه درس بخوانم . من که با ورود به شهری بزرگ احساس غربت می کردم در همان روز های اول ترم، با یکی از هم کلاسیهایم صمیمی شدم وکم کم دوستی ما باعث شد تا پا به خانه آنها بگذارم که ای کاش پاهایم قلم می شدند و هیچ وقت به آن جا نمی رفتم!پسر جوان در حالی که اشک می ریخت به کارشناس اجتماعی کلانتری میدان جهاد مشهد گفت: « پیام» چهار خواهر و برادر دارد و چند سال قبل پدرش را از دست داده بود .من از همان لحظه اول که وارد منزل آنها شدم متوجه رفتار عجیب و غریب و محبت بی حدو اندازه مادر وی شدم اما فکر نمی کردم در چه تله ای افتاده باشم! چون مادر دوستم از نظر سنی جای مادر خودم بود. مدتی گذشت و وابستگی خانواده پیام به من خیلی زیاد شد تا جایی که اگر یک روز به خانه شان نمی رفتم مادرش تماس می گرفت و حالم را می پرسید.او بالاخره یک روز با مکر و حیله مرا که پسری 22 ساله هستم را در حلقه هوس های شیطانی گرفتار کرد و
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب ...
دو مرد در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند . یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود اما دیگری ماهیگیری نمی دانست .
هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ می گرفت ، آنرا در ظرف یخی که در کنار دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند ، اما دیگری به محض گرفتن یک ماهی بزرگ آنرا به دریا پرتاب می کرد .
ماهیگیر با تجربه از اینکه می دید آن مرد چگونه ماهی را از دست می دهد بسیار متعجب بود . لذا پس از مدتی از او پرسید :
- چرا ماهی های به این بزرگی را به دریا پرت می کنی ؟
مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !
گاهی ما نیز همانند همان مرد ، شانس های بزرگ ، شغل های بزرگ ، رویاهای بزرگ و فرصت های بزرگی را که خداوند به ما ارزانی می دارد را قبول نمی کنیم . چون ایمانمان کم است .
ما به یک مرد که تنها نیازش تهیه یک تابه بزرگتر بود می خندیم ، اما نمی دانیم که تنها نیاز ما نیز ، آنست که ایمانمان را افزایش دهیم .
خداوند هیچگاه چیزی را که شایسته آن نباشی به تو نمی دهد .
این بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار می دهد استفاده کنی .
هیچ چیز برای خدا غیر ممکن نیست .
به یاد داشته باش :
به خدایت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است ،
به مشکلاتت بگو که چقدر خدایت بزرگ است .