X
تبلیغات
نماشا
رایتل
زمان ثبت : جمعه 7 دی‌ماه سال 1386 در ساعت 23:04 ~ چاپ مطلب
نویسنده : شهرام نادری

عنوان : جک و طنز


احوال پرسی حیف نون:
حالا ما تلفن نداریم تو نباید یه زنگی به ما بزنی؟

 

به حیف نون می گن: بابات به رحمت ایزدی پیوست.
می گه: رحمت ایزدی کیه؟
می گن: نه... منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت.
می گه: دیار باقی دیگه کجاست؟
می گن یعنی دار فانی را وداع گفت.
می گه: دار فانی دیگه چه جور داریه؟
می گن: یعنی رخت از این دنیا بر بست.
می گه: منظورتون رو نمی فهمم.
می گن: الاغ! بابای خرت مرد!
می گه خر من که بابا نداشت!

بچه حیف نون از باباش می پرسه: بابا! ماه نزدیک تره یا اصفهان؟
حیف نون میزنه پس گردن پسرش و می گه: آخه احمق! تو از اینجا اصفهان رو می بینی؟

اولین دوره المپیک در شهر حیف نون اینا(!) برگذار شد:
1- شنا با مانع
2- کشتی پروانه
3- پرش روی نیزه
4- شیرجه روی چمن
5- اسب سواری با الاغ

از حیف نون می پرسن: تولدت چه روزیه؟ جواب میده: 5 آذر.
می پرسن چه سالی؟ میگه: هر سال!

پسره میره خواستگاری، پدر عروس میگه مهریه دخترم صد بشکه بنزینه!
پدر داماد میگه پسرم! پاشو بریم یک دختر گازسوز پیدا کنیم!

حیف نون می خواسته نماز بخونه، می گه:
الحمدلله رب العالمین... خدایا! سرتو درد نمیارم... ولاالضالین

حیف نون داشته بلند پروازی می کرده با تیر کمون میزننش!

حیف نون می افته تو چاه می گه خوب شد چاهش سوراخ نبود!

گاو کارت سوخت می خوره، شیرش سهمیه بندی میشه!

اصفهانیه وصیت می کنه بعد از مرگش روی قبرش بنویسن من مردم، ولی مغازه باز است!

حیف نون تو جزیره آدمخوارها گیر می افته. میگه خدایا! حالا چطور ثابت کنم آدم نیستم؟

معلم انشاء به بچه ها می گه موضوع انشاء این دفعه اینه:
اگر مدیر عامل بودید چه می کردید؟
بعد می بینه همه تند وتند و با هیجان شروع کردن به نوشتن، به جزء یک نفر که نشسته و داره از پنجره بیرون رو تماشا می کنه.
معلم ازش می پرسه: چرا تو هیچی نمی نویسی؟
بچه میگه: منتظرم تا منشی ام بیاد!

حیف نون به پسرش شک می کنه، بهش می گه: ها کن ببینم. پسرش ها می کنه. حیف نون می زنه تو گوشش می گه: کره خر!
دختر بازی می کنی؟

حیف نون از دوستش می پرسه: تو کجا به دنیا آمدی؟ دوستش می گه تو بیمارستان. حیف نون می گه : آخی! مریض بودی؟

هنگام نوشیدن آب سه تا بسم الله بگویید. زیرا در آب سه تا جن وجود دارد: دوتا هیدروجن و یک اوکسی جن!

به حیف نون می گن اگه سردت باشه چکار می کنی؟ میگه نزدیک بخاری می نشینم. میگن اگه خیلی سردت باشه چکار می کنی؟
میگه به بخاری می چسبم. میگن اگه خیلی خیلی سردت باشه چکار می کنی؟ میگه معلومه دیگه! بخاری رو روشن می کنم!

یک مهندس مکانیک با یک مهندس کشاورزی ازدواج می کنه. بچشون تراکتور میشه!

به حیف نون میگن: یه مبوه خوشمزه، آبدار و شیرین نام ببر؟
میگه: خیار!
بهش میگن: خیار کجاش آبدار و شیرینه؟
حیف نون میگه: با چایی شیرین بخور، نظرت عوض میشه!

می دونی چینی ها به دوقلو چی میگن؟ این چون اون، اون چون این!

اگه گفتی love in your face یعنی چی؟
یعنی جمالتو عشقه!

می دونی نصف النهار چیه؟ شامی است که از نهار باقی مانده.

به حیف نون میگن شنیدیم آدم شدی! حیف نون میگه: نامردا شایعه کردن!

می دونی فرق پیردختر با پیرپسر چیه؟
اولی موفق نشده ازدواج کنه.
دومی موفق شده ازدواج نکنه!

حیف نون دکتر میشه، به مریضش قرص میده میگه: یکی قبل از خواب بخور، یکی قبل از بیدار شدن!

گوسفنده مشما می خوره، شیر پاکتی تولید می کنه!

آبشار رژیم می گیره، تف میشه!

حیف نون میره خواستگاری. ازش میپرسن چه کاره ای؟ روش نمیشه بگه قصاب، میگه لوازم یدکی گوسفند دارم!

عروس وارد یک مجلس میشه،
مادر شوهر میگه: صلی علی محمد ... دشمن جونم اومد.
عروس میگه: عقرب زیر قالی ... خواستی پسر نیاری!