X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
زمان ثبت : یکشنبه 4 بهمن‌ماه سال 1388 در ساعت 19:35 ~ چاپ مطلب
نویسنده : شهرام نادری

عنوان : داستان کوتاه ( چرچیل و راننده تاکسی )


چرچیل و راننده تاکسی 


چرچیل (نخست وزیر سابق بریتانیا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر BBC برای مصاحبه می‌رفت.
هنگامی که به آن جا رسید به راننده تاکسی گفت آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.
راننده گفت: "نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم"
چرچیل از علاقه‌ی این فرد به خودش خوشحال و ذوق‌زده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد.
راننده تاکسی با دیدن اسکناس گفت: "گور بابای چرچیل! اگربخواهید، تا فردا هم این‌جا منتظر می‌مانم"