X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : جمعه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1389 در ساعت 20:16 ~ چاپ مطلب
نویسنده : شهرام نادری

عنوان : عشق واقعی!


عشق واقعی!
 

مجنون هنگام راه رفتن کسی را به جز لیلی نمی دید.
روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کرد.
مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی.
مجنون به خود آمد و گفت: من که عاشق لیلی هستم تورا ندیدم، تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه دیدی که من بین تو و خدایت فاصله انداختم؟